تبليغاتX
گمگشته دیار محبت

گمگشته دیار محبت
پشت پرده قهوه تلخ
این سریال که متاسفانه از ابتدا شروعش عامدانه یا غیرعامدانه به نمادگرایی تفکرات فراماسون ها پرداخت که باید پس از بررسی در صورت ذ=در ست بودن این اتهام با مسئولین ذی ربط برخورد جدی شود. اما این نمادهای چیست و کجا استفاده شده است:
1. استفاده ازستاره 6 پر ( هگزاگرام - hexagram)
به کارگیری ستاره 6 پر ( هگزاگرام - hexagram) یا ستاره صهیون که از ستاره های مشهور فراماسون هاست . این ستاره بنابر نظر محققین ( از جله علی اکبر رائفی پور ) از قرن 7 وارد آیین یهودیت شده . این ستاره از ستاره های مهم در جن پرسی و پرستش شیطان است . به طوری که تفاسیر متعددی از این ستاره در آیین فراماسونری شده است :

 

 در قسمت اول این تصویر دوربین مدام از سمت این ستاره 6 پر به جای دیگر تصویر کشیده میشود. نکته اینجاست که هر شکل 6 پری ، ستاره 6 پر نیست . اما نکاتی در قسمت اول این تصویر نهفته که بسیار جالب است :
محل فیلم برداری این سریال در کاخ نیاوران است . تارخچه ای کوتاه ای کاخ نیاوران :
"عملیات احداث این کاخ به دستور محمدرضا پهلوی در سال ۱۳۳۷آغاز گردید و با وقفه‌ای که در ساخت آن پیش آمد در سال ۱۳۴۶ به اتمام رسید و به محل سکونت محمدرضا پهلوی و خانواده اش اختصاص یافت."
اما محمد رضا پهلوی کیست ؟ وی یکی از ماسون های یکی از لژهای ایران است .بنابر این چون یک ماسون است و پادشاه ایران است باید محل سکوت وی دارای شاخصه های ماسونی باشد.
اما نکته اینجاست که چرا کارگردان سریال قهوه تلخ باید محل فیلم برداری را جایی اعلام کند که آن محل دارای شاخصه های ماسونی است . و اگر هم مجبور هست چرا باید از این نماد ها به طور مداوم تصویر برداری کند ؟
در قسمت دوم این تصویر هم ستاره 6 پر یا صهیون در گوشه دیوار که با سایه ترسیم شده است دیده میشود.

--------------------
باز هم ستاره 6 پر ، اینبار در انگشتر یکی از شخصیت های فیلم . عموما وقتی چند نماد قطعی در یک فیلم دیده میشد، دیگر نماد های مشکوک هم بیشتر جلوه میکند. :
2.نماد تک چشم
نماد تک چشم در سریال قهوه تلخ. تک چشم ( چشم چپ) یکی از نماد های فراماسون هاست که تفاسیر متعددی از آن شده اما یکی از تفسیر های جالب از تک چشم این گونه تبیین شده است :
". در زمانی که حضرت ابراهیم قصد داشت اسماعیل را قربانی کند شیطان بارها او را وسوسه کرد و قصد داشت وی را از این کار منع کند و ابراهیم به سمت  او سنگ میزد و آخرین سنگ به چشم راست شیطان خرد و چشم راست شیطان کور شد. بنابراین به کار بردن نماد چشم چپ به احترام پادشاه آنان یعنی شیطان است"
3.ستون های ماسونی
جالب ترین جای مطلب این که دوربین در قسمت های مختلف به ستون های ماسونی کاخ کشیده میشود اما در چه زمانی ؟ در قسمت 27 (9=2+7) و در دقیقه 33 تصویر بر روی ستون هایی که یا طراحی لژ های ماسونی ساخته شده است کشیده میشود. باز هم دو نماد 9 و 33 را در سریال قهوه تلخ مشاهده شد

 

اما این ستون ها چه ستون هایی هستند ؟
این ستون ها دقیقا شاخصه های ستون های ماسونی را دارند که در لژ ها استفاده میشود . 2 ستون ماسونی کنایه از 2 ستون معبد سلیمان است که فراماسون ها معتقد اند که در ابتدای ورودی معبد سلیمان 2 ستون قرار داشته و البته چند تفسیر دیگر هم از این دوستون میشود که در این جا به آن اشاره نمیکنیم .
4.ایستادن به سبک درجه 33 فرماسون ها

تصویر جناب سیامک انصاری که در حال نشان دادن نظام درجه 33 ماسونیست؛ در قسمت 9 و در دقیقه 33 اتفاق می افتند. همن طور که میدانید 9 و 33 از اعداد مقدس ماسون است. واقعا آیا نشان دادن 4 نماد و اعداد فراماسونری در این سریال شک ما را بر نفوذ تفکر فراماسونری در این سریال بیشت نمیکند؟ 

  اما نکته مورد توجه درباره مهران مدیری... من تو سایت های مختلف جستجو کردم و خب اکثرا موارد بز شب های برره و خود واژه ی برره که در آیه 16 سوره عبس هم ذکر شده، چال اسکندرون ، پول های پخش شده بعد از پایان سریال، یاس منگولا که اسم بز بود و همین طور مار خونه ی مهران مدیری در مرد دو هزار چهره و موارد بحث بر انگیز قهوه تلخ را ذکر کردند ! اما خب اگه بخواهیم همین طور دقیق شیم می تونیم خیلی چیز های دیگر رو هم پیدا کنیم به این چند مورد هم دقت کنید:  1. ستاره پنج پری که روی سنگ اوپن آشپزخانه (پاورچین) بود 2. آواز 666 سه تا 6 داره... 3 .صاعقه ای که توی شب های برره به مهران مدیری اصابت کرد و شخصیتش رو تغییر داد
یکی از دوستان تو سایت بیداری اندیشه نوشته بودند که ابجد واژه ی نخود که در برره به صورت های مختلف مرد استعمال قرار می گرفت 660 و نزدیک به 666 است....
دیشب که داشتم کار تازه لو رفته ی آقای مدیری رو میدیدم باز هم عکس بز را نشان دادند و امروز هم تو مجموعه 11 قهوه تلخ که دقت کردم به نظرم فیلم برداری از نمای خارجی کاخ هم که قبلا به وفور نمایش داده می شد؛ در قسمت جدید دچار کشیدگی تصویری شده بود طوری که ستون ها و قسمت های زیرین آن به گوشه ها رفته بود خیلی به چشم نمی خورد...
 نمی دونم آیا واقعا این ها با هدف این طور به نمایش گذاشته شده اند یا کاملا تصادفی بوده... اما من هنوز هم مدیری رو متهم نمیکنم!
در پایان سخن این نکته را گوش زد می کنیم که :
"در رسیدن به هدف زمانی موفق هستین که طوری عمل کنید که هنگامی که طرح توسط عده ای برملا شد؛ مردم بگویند "مگر میشود این کار، کار دشمن باشد " آن موقع است که شما در اجرای طرح موفق بودید.
دکترین استراژتیک ژوزف نای"
جهت آشنایی با نماد های و شاخص های فراماسونها به مقاله مربوطه روجوع کنید.

برای اغناء بیشتر در مورد فراماسوری به ویژه نامه فراماسونی هدف ها و انگیزه ها مراجعه کنید.

مطالب مرتبط:

[ دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 ] [ 9:20 ] [ حاج مهدی ] [ ]

خانه‌ای که گفته می‌شود به نام محمود رضا خاوری در تورنتو است.

روزنامه «گلوب اند میل» کانادا، در گزارشی نوشته است، محمود رضا خاوری، مدیرمدیر عامل مستعفی بانک ملی، که گفته می‌شود به دلیل بزرگترین «اختلاس تاریخ بانکداری کشور» از ایران گریخته، هم‌اکنون در خانه‌‌ای سه میلیون دلاری در تورنتو سکونت دارد.

به گزارش  این روزنامه کانادایی، محمود رضا خاوری در خانه‌ای سه میلیون دلاری است که به نام خود وی سند خورده است.

روز  سه‌شنبه پنجم مهرماه، در حالی که محمود رضا خاوری در لندن بود  متن استعفانامه‌ وی که خطاب به شمس‌الدین حسینی وزیر اقتصاد و دارایی نوشته بود، منتشر شد.

در این استعفانامه محمود رضا خاوری، با اشاره به «سوء استفاده» شرکت امیر منصور آریا از نظام بانکی، مقصر اصلی را بانک صادرات ایران دانست که چنین اعتباراتی برای این شرکت صادر کرده است.

وی با این حال ضمن اذعان به تخلف بانک ملی، گفته بود که «اداره کل امور شعب» بانک ملی دستورهای وی و دیگر مقام‌های این بانک را نادیده گرفته بود.

یک روز پس از استعفای مدیر عامل بانک ملی،  محمد جهرمی، رئیس برکنار شده بانک صادرات هم با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که محمودرضا خاوری  با «توجه به گستردگی فساد در بانک ملی در این پرونده و پرونده‌های دیگر، احتمال دستگیری خود را به خاطر ارتباط با این پرونده‌ها و عوامل پشت پرده آنها می داد به کانادا گریخت.»

آقای جهرمی همچنین گفته بود که محمودرضا خاوری و خانواده‌اش دارای کارت اقامت کانادا هم هستند.

در پی آن بود که در برخی از گزارش‌ها بیان شد قرار است خاوری روز پنجشنبه به ایران برگردد که این گزارش‌ها  اما به واقعیت نپیوست.

اکنون روزنامه گلوب اند میل کانادا نوشته است  مدیر عامل مستعفی بانک ملی در خانه‌ای ۳ میلیون دلاری در تورنتو سکونت دارد.

بنا به گزارش این روزنامه خانه‌ای درتورنتو به نام آقای خاوری است که به قیمت دو میلیون و ۹۲۵ هزار دلار در ۳۰ ژوییه ۲۰۰۷ خریداری شده است.

این روزنامه ‌می‌نویسد خانمی که در این ملک بود روز جمعه حاضر نشد به پرسش‌های این روزنامه پاسخ دهد.

پیشتر  غلامحسین محسنی اژه‌ای، دادستان کل کشور و مسئول پیگیری پرونده «بزرگترین اختلاس تاریخ بانکداری ایران» گفته بود اگر اقای خاوری به ایران بازنگردد «تمام وصله‌ها و اتهامات»  متوجه او می‌شود از این بهتر است که وی به کشور بازگردد.
.....
عجب خوش سلیقه هم بوده ناکس...
خونه رو میبینین که اینشالله..
متشکرم از خانم شبتاب..
آفرین به این همکار خوب من..که تمام سایتهای دنیا رو دنبال این"خونه" گشت و آخرش زودتر از همه پیداش کرده انگار....
الان دیگه همه ی"وصله" ها به خاوری چسبیده اونهم با سیریچ ها..
خب؛ که چی؟
این آدما رو هر روز می بینیم...
هر روز...
برای یه وام تشریفتون رو ببرید به یکی از شعب بانکی...
یقه رو چنان از بیخ میبندن که تصور می کنی عنقریب است که"خفه" شود...
چنان تسبیح می چرخاند که تصور می کنید الان از"کوه" برای عبادت خالصانه پایین اومده...
اصلا بشری نیست و جسمانی....
روحانی است انگار...
بخصوص وقتی مثل اون مسئول مرحوم وام اداره ما میبینه گرفتاری....
بادی توی امعا و احشاش میندازه و میگه:
" برو رابطه ات را با خدا درست کن...اینهمه فقر و گرفتاریت مال همینه...""
اسمش شکم زاده ی قرده چقده داغی!!! بود....
یادش به شر!!!!
بعدش یهع روز دیدیمش که داشت با یکی از خانمهای حسابداری قرار"پارتی" می ذاشت!!!!مرتیکه بیشتر از 70 سال سن و سالش بود....
بارها از دور که میدیدیش یه آدمو نمیدیدی...یه" کون گنده" بود که روی دو تا پا داشت راه می رفت!!!
این هیکلش بود...باور نمی کنید؟ دقیقا همین بود این آدم....
خدای ریا کاری و حقه بازی....
اونهم فامیلیش بود..."یه جمله ی سوالی: یره چقده داغی!!!"
ای تف برین سیستم فاسد و اصلاح ناپذیر....
لعنت بر ریاکاری و ریا ورزی و دکان شرعی....
آره
دقیقا همین آدما هستن...
امریکا اخه ..کانادا جیزه...کافرند...اوه اوه غرب زده ی بی خدا؟ کشورتو می فروشی به...حالا چیزی هم نگفتی ها..مثلا گفتی فلان تکنولوژی امریکا یا فلان کشور پیشرفته است...مگه رول می کنن ...دیگه..
بعد خودشون اینجوری....هر چی دزدیده برده کانادا و تورنتو...مگه مملکت کفر نبود! خاوری؟؟ اقلا میبردی سوریه ای ..لبنانی ...آخه چرا کانادا ؟؟؟؟این بازار گرم"ریاکاری" کی پایان می پذیرد؟..نمی دانم

[ سه شنبه دوازدهم مهر 1390 ] [ 20:52 ] [ حاج مهدی ] [ ]


اى مهربان !

بگذار تا در ميان ستاره‏هاى شب و تنهايى شب با تو سخنى داشته باشم ؛
بگذار تا از درد جدائي ات كه با غيبتت همه تكيه‏ گاه مظلومان از بين ‏رفته بنالم .
پيش از تو آب معنىِ دريا شدن نداشت ولى مي دانم كه با حضورت در ميان مردم ، هر قطره آب معنى يك دريا را مي‏دهد و حتى گياهانى كه با نبودنت اجازه زيبا شدن نداشتند با تو گلستان مي‏شوند ؛ اما افسوس كه بوى غيبتت به مشام تنهايي ام مي‏رسد
!

اى آقاى من !

شنيده ‏ام كه با نماز خواندن شماست كه خورشيد جان مي ‏گيرد و با هر نفس شماست كه روشنتر مي ‏شود. آخر از حريم كدامين بهارى كه عاشقانت با شنيدن نامت به قامت سبزت مي ‏ايستند و قلبهايشان را به سوى شما روانه مي ‏سازند . من مي ‏دانم كه دل شما مانند دريا پاك است ، پس چرا اى سرور امّت ، ظهورت را تجلّى نمي ‏كنى؟
طوفانهاى دريا براى شما حباب است ؛ پس آخر چرا ما را در اين سرزمين آفتاب ، چشم ‏انتظار گذاشته ‏ايد ؟
روييدن خورشيد از خاك ، معناى وجود تو را مي ‏دهد و بهار را در نام شما مي ‏جويم ،
چه شبها و روزها كه نام تو را بر زبان جارى ‏ساختم و با يادت هميشه دلم آهنگ انتظار را مي ‏نوازد و با پاى برهنه در جاده ‏هاى انتظار قدم برمي ‏دارم  .
گلدسته‏ هاى مسجد جمكران در خيال رسيدن نام زيبايت به گوششان در اوج آسمان دعا مي ‏خوانند و گنبد جمكران در زير آسمان غم ‏آلود دلهاى عاشقان چشم ‏انتظار كبوتر تو مي ‏باشد!
عاشقانى كه به مسجد جمكران مي ‏آيند ، سر بر ديوار جمكران مي ‏گذارند و با چشمانى اشكبار تو را ياد مي ‏كنند و با دل سوخته ‏شان شما را صدا مى زنند .

اى منتهاى مهربانى !

هر روز جمعه عاشقان منتظر آمدنت هستند و ثانيه ‏ها را به خاطر ديدنت مي ‏شمارند ؛ چرا كه همه هفته به اميد جمعه مي ‏مانيم و هنگامى كه جمعه فرا مي ‏رسد زمين و زمان بوى تو را مي ‏دهد ؛ امّا غروب جمعه دلم را مي ‏شكند و هنگامى كه جمعه مي ‏رود دلم مي ‏گيرد چرا كه روزى كه وعده داده‏ اى كه خواهم آمد بدون تو سپرى شد !

اى محبوب دلها !

تمام هستي ‏ام را خاك قدمت مي ‏كنم تا شايد نظرى به جاده دلم بيندازى ، چرا كه تو آفتاب يقينى ، كه اميد فرداها هستى ، تو بهار رؤيايى كه مانند طراوت گل ‏سرخ مي ‏مانى و نرم و سبز و لطيفى ، تو معنى كلمات آسمانى هستي كه دستهايش براى آمدنت به زمين دعا مي ‏كند.
اى تجسّم مهربانى !

غيرت آفتاب و جلوه زيبايى ماه ، تو را توصيف مي ‏كنند و نفس آب ، تو را معنى مي ‏كند و نبض خورشيد ، تو را وصف مي ‏كند . خوب مي ‏دانم كه تو مي ‏آيى ؛ آرى تو مي ‏آيى همانطور كه وعده كرده ‏اى و آنگاه است كه كلمه انتظار را از لغت نامه ‏ها پاك خواهيم كرد .

پس اى تمـام زيبايـى !

بيا تا براى هميشه فرياد رس عاشقان موعود باشى

« الّلهم عجِّل لوليك الفـرج »

[ یکشنبه شانزدهم مرداد 1390 ] [ 0:28 ] [ حاج مهدی ] [ ]

بعد از خواندن و نگاه کردن به خبر و تصاویری درد آور،به سرعت سراغ قانون اساسی کشور رفتم ،تا ببینم من اشتباه می کنم یا این رقاصان حرفه ای ...
این شد که رفتم سراغ قانون مربوط به اقلیت های عزیز،تا بیشتر بفهمم که این عزیزان حق چه فعالیت های رو در کشور عزیزمون دارند

هر چند كه اصل ۱۲ قانون اساسی دین رسمی كشور را دین اسلام و مذهب اثنی عشری می داند اما اصل ۱۳ نیز اقلیت های دینی رسمی كشور را ابتدا معرفی نموده و بیان می دارد كه آنها در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل می كنند. به هر حال چنین به نظر می رسد كه در این بخش ۴ حق عمده برای اقلیت های دینی در كشور ما در نظر گرفته شده است.
۱- آزادی انجام مراسم دینی: در اصل ۱۳ قانون اساسی به آزادی انجام مراسم مذهبی تصریح شده و عملاً نیز پیروان این سه دین با داشتن كلیساها و كتیبه های متعدد و آتشكده ها، مراسم و آیین مذهبی خود را به پا می دارند.
۲- تشكیل انجمن: طبق اصل ۲۶ قانون اساسی اقلیت های دینی می توانند مطابق ضوابط دارای انجمن و جمعیت باشند.
۳- اجرای مقررات مذهبی خویش در احوال شخصیه: احوال شخصیه یعنی ازدواج، طلاق، ارث و وصیت كه در این موارد، اقلیت های دینی مقررات مربوط به مذاهب خودشان را عمل می كنند و حتی اگر دعوا و مسأله ای در دادگاه های ایران مطرح باشد قاضی دادگاه طبق قواعد مسلمه مذهبی آنها، موضوع را فیصله می دهد.
4-داشتن نماینده مجلس: طبق اصل ۶۴، زرتشتیان و كلیمیان هر كدام یك نماینده و مسیحیان و آشوری و كلدانی مجموعاً یك نماینده و مسیحیان ارمنی جنوب و شمال هر كدام یك نماینده را انتخاب می كنند.

  

هرچه این کتاب قانون اساسی رو بالا پایین کردم ، این بند قانون در مورد اقلیت ها رو پیدا نکردم ولی خوب زیاد جای نگرانی نداره با اجازه از مجلس و دولت محترم و شورای نگهبان و دیگر مسئولین ،از امروز این وبلاگ، قانونی را در مورد اقلیت های مذهبی به قانون اساسی کشور اضافه می کند

 

از امروز به بعد نه تنها اقلیت های مذهبی عزیز ،بلکه هر کسی که  احساس می کند در داخل کمرش جنبنده ای  وجود دارد که با عث حرکت دار کردن کمرش میشود ،تو رو خدا راحت باشد و احساس نگرانی نکند
 هر چقدر که دلش می خواهد می تواند کمرش را تکان دهد و شاید بالا و پایین رود و به دو طرف خود نگاه کند،
از این به بعد هلگوپتر ی در ملاءعام و غیر عام آزاد است ..
رقص محلی غیر محلی، دی جی غیر دی جی ،رقص به روی یک پا ،دو پا و.. آزاد است
هرگون باز و بسته کردن لامپ در خیابان، آزاد است
هر گونه  مراسم ، از تمرین رقص ،مسابقه ی رقص  و برگزاری مسابقات جام جهانی  و فیفا رقص در کشور آزاده است
هرگونه کشف حجاب در سالن ها و استادیوم های برگزار کننده این مسابقات آزاد می باشد
و اما تبصره اول این قانون : عزیزان توجه داشته باشند که این قانون محدودیتی  سنی و جنسی ندارند وبین خانونم های محترم و آقایون عزیز فرقی قائل نشده و هردو از حقوق مساوی برخوردارند
کودکان و نوجوانان میانسالان و پیر پاتال ها نیز می توانند همچین حرکاتی را انجام دهند
تبصره دوم این قانون : عزیزان توجه داشه باشید دادن شاباش  و یا همان رشوه در این مراسمات به دلیل تناقض با احکام اسلامی  جایز نمی باشد و پیکرد قانونی دارد

و اما نکته آخر
آقای اداری فرهنگ و ارشاد شهر شهید پرور یزد
نمیدونم شما از برگزای این مراسم در یزد با خبر بودید یا نه یا شاید هم یکی از مدعوین این برنامه بودید،!!؟؟
 از این برنامه ی سر تا پا اشکال نمی دانم چه بگوییم
اما ای کاش برای کشوری که برای بارور شدنش  خون هزاران شهید ریخته  شده حرمت قائل بودید


 

[ شنبه هشتم مرداد 1390 ] [ 0:39 ] [ حاج مهدی ] [ ]

تبعات خلق هر اثر هنری ، نقد آن توسط منتقدین می باشد.

یک هنرمند حرفه ای از فرصت نقد برای رفع معایب و شناسایی نقاط قوت اثر خود بهره می گیرد و در اثر بعدی اش سعی می کند آن ضعف ها را بر طرف و نقاط قوت را تقویت کند. یک هنرمند حرفه ای هر حرفی داشته باشد در اثر خود زده است و دفاعیات وی بعد از خلق اثر و در جواب منتقدین ، تنها توجیه ضعف هایش می باشد.

در اصل نقد یک هدیه است به صاحب اثر . متأسفانه در چند سال اخیر برخی از نو کیسه های عرصه هنر که با بنیه ضعیف ولی با رانت قوی پای در عرصه هنر گذاشته اند تحمل کوچکترین نقدی را ندارند! و بر خلاف اصول حرفه ای گری حرف هایی را که نتوانسته اند در اثر هنری خود بیان کنند ، و یا به دلیل ضعف علمی نتوانسته اند کاری فاخر و بی ایراد خلق کنند ، در مقابل منتقدین ، زبان به دشنام ، توهین و تهمت باز می کنند تا دیگر منتقدی جرأت بیان ایراد های آنان را نداشته باشد!

در این چند روز اخیر باز هم شاهد این بد اخلاقی های آماتوری بوده ایم !

منتقدی نقدی را مطرح می کند ، صاحب اثر ، منقد را با انواع تهمت ها و الفاظ زشت مورد حمله قرار می دهد و به جای آنکه سکوت کند و از نقد بهره ببرد ( کاری که هنرمندان بزرگ و حرفه ای انجام می دهند ) ، زبان به انگ سیاسی زدن به منتقد باز می کند!

نگارنده کاری ندارد به اینکه نقد منتقد سازنده بوده یا مخرب ، عرض حقیر اخلاقی است که توسط این جماعت نو کیسه در عرصه هنر به تاراج گذاشته شده است!

این چه رویه غلطی است که تحمل کوچکترین نقدی را این آقایان ندارند و در مقابل منتقد به مانند گارد آهنین عمل می کنند و انواع و اقسام تهمت ها و توهین ها را به منتقد روا می دارند!

ظاهراً همین آقایان فراموش کرده اند که همان منتقد در خیلی از برنامه هایش او را بزرگ کرده است ! ای کاش حرمت نان و نمک قلمی در اینگونه منازعات مورد توجه قرار می گرفت...

به قول فرهیخته بزرگی که می گفت :

این جماعت بی هنر با زور وارد عرصه هنر شده اند و هر صاحب آبرویی را در این عرصه اگر بر خلاف میل آنان حرفی بزند ، با بی آبرویی کامل خانه نشین می کنند تا دیگر کسی جرأت بیان ایرادات آنان را نداشته باشد و خود یکه تاز باشند!

و دریغ از مسئول دلسوزی که فرق دوغ و دوشاب را بداند و این نو کیسه های باج گیر را از عرصه هنر بیرون کند!

شاید مسئولین فرق دوغ و دوشاب را می دانند ولی از ترس این جماعت باج گیر جرأت اقدام ندارند؟!!!

الله و اعلم

[ یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389 ] [ 11:3 ] [ حاج مهدی ] [ ]
درباره وبلاگ

گـمگشتـه‏ ديـار محبت كجا رود نام حبيب هست و نشان حبيب نيست

امکانات وب





Powered by WebGozar

تماس با ما

حاج حمید
سبکی نو در طراحی مذهبی

تعبیر خواب آنلاین